بند امير - خالق ، اسطوره یی از تبار ...
 


موضوعات

جستجو





كاربران پركار

عضوامتياز
1: admin3000
2: m-bandamir1042
3: moje-sevom1020
4: najibhasani1005
5: negaresh1000
6: akhlaqi1000
7: habibsarwari24
8: amini21
9: T_hasanzada16
10: azadiandeshe16
11: quliaquli15
12: NargisHashimi15
13: asifkarimi12
14: mirahmadLomani11
15: aghili11
16: dookhtareh-hazarah10
17: mina10
18: shear-sapid9
19: sedanews9
20: hanif8

گروهاي کاربري
پنجاه عضو جديد

خالق ، اسطوره یی از تبار ...

مهمان می نویسد "

بنام خدا

                      خالق ، اسطوره یی از تبار مظلومان ! 

                       قسمت دوم .        نویسنده : میر احمد لو مانی !

 

شهید عبدالخالق  بدون شک یک  شخصیت ملی کشور میباشد !

 وی در بیداد گه استبداد ، در ان هنگامه یی  که  همه چیز بر محور  قومیت و طایفه گرایی  می چرخیده است ،  شهید    عبدالخالق    در یک اقدام  جسورانه و میهنی  ،  استبداد  و قلب فتنه و خیانت را  هدف تیر نفرت   قرار داده  و به قیمت جان  به داد خواهی  از نهضت  مشروطیت دوم  بر میخیزد .

و بدون شک خالق  روشنفکری بوده است  صادق ، درد آشنا  ، میهن پرست  و مردم دوست  ! وی تحلیل واقع بینا نه یی  از اوضاع و احوال  جاری در ان روز از  مملکت  داشته است  ! و  همین موضوع  روحیه  حساس  ، پرشور ،  انقلابی   و مملو از عشق وی را  متحول می سازد  و این  تحول  تا بدان عظمت  که ،  در قبال  خیانت به مشروطیت دوم ، در  داد گاه  تاریخی ضمیر و وجدان  وی  ،   نادر  محکوم  به اعدام میگردد!

آری چنین اقدام جسورانه  یی  در تاریخ کشور ما بی همتا و بی نظیر میباشد !

در پس  این اقدام  جسورانه و انقلابی  ، دو موضوع  هویدا است !  جوان بودن  و متعهد و انقلابی بودن خالق  و همین دو موضوع  حکم چنان جان بازا نه و انقلابی را، از جانب وی   به اجرا میگزارد !.

 



شناخت  شخصیت  شهید عبدالخالق  بدون شناخت  از تاریخ  عصر و زمان وی ، کاریست  ناقص  و نا تکمیل ! که ،عصر،محیط  و زمان  در جهت  شکل گیری  شخصیت  ،  و رشد و پرورش  ان  رول اساسی  و تعیین کننده  یی را ایفا می نماید !.

زمان و محیط شخصیت را  میسازد  و شخص و شخصیت ها  است  که  به تاریخ  سمت و سو داده  و به آن استقامت  می بخشند .

انسان و زمان   و زمان و انسان ، در بستر  تاریخ باهم بوده اند  و  این هر دو یعنی ایجاد  تاریخ  و.....و تاریخ  خود همان  شیار ی است که ،  رفتگان   با عبور در مسیر   زمان  ان را همچون  رد پا یی از  خود به یاد گار گذاشته اند  !

و این  بر رشد و پختگی سیاسی  ادامه دهنده گان  و نسل های اتی است  که ، بر این شیار و رد  پا به کدام   ارزش و بها می نگرند .  

ملت ها ، در محدوده جغرافیا یی  خویش اسطوره های دارند ! که  این اسطوره ها نماد  فرهنگ ، و رشد  آگاهی  سیاسی و... ان ها  را  حاکی میباشد !.

 و سرزمین افغانستان  از  کمبود چنین موضوع سخت در  رنج است  ! در حالیکه این خطه  در مقاطعی  از تاریخ  راد مردانی را به دامانش  پرورانیده  است  !   امید  پرده های  تعصب  و تنگ نظری  های  قبیله  یی   در افتد  و حقایق  آشکار گردد. انگاه  مطمئنم  که  ما بعنوان  ملت عظیم و قدرت مندی در جهان به ظهور خواهیم نشست !.

زنده گی  کوتاه  اما افتخار  آمیز  شهید عبدالخالق را میتوان  به سه بخش  قسمت نمود  !

 !-  تولد وی!

2-   شکل گیری شخصیت وی.!

3- اقدام  جسورانه  و شهادت  !.

 1 – تولد !

مهاجرت ، آواره گی  ، نبودن حداقل امکانات تحقیق و مطالعه و  سرگردانی بیش از حد ؛ به دنبال لقمه یی نان ، مرا فوق العاده محدود  و از لحاظ فرهنگی دچار فقر   نموده است ! و از همین سبب است  که نبشته هایم از غنامندی  لازم بر خور دار نمی باشد ! اما فقر و مشکلات ناشی از  آن هیچ  گاهی   نتوانسته است که  شعله های عشق به توده ، به آزادی   و عدالت را  در وجود ام به نابودی بکشاند ! و از همین جا است  که مینویسم  ! گر چند گنگ ، غیر فنی  و نا زیبا ؛ اما حقیقت  ! حقیقت تلخ  ، تلخ تر از  جام شوکران ! همین که مینویسم،   زنده هستم  و از زنده گی همین سهم مرا کفایت مینماید .

نوشتن  راجع به شخصیت همچون خالق شهید  کار اکادمیک  میخواهد  و امید  تا محققین و اندیشمندان  این دین  و وجیبه میهنی را ان طور که شایسته این راد  مرد میباشد  انجام داده و به ثمر  برسانند  ! و این کمترین نیز  به نوبه خویش  میخواهم  ادا دینی نموده باشم ، گر چند  کوچک !

 تولد شهید عبدالخالق  با بیداد  و ویران گری های  امیر عبدالرحمن خان   همرا و همزمان  بوده است !

حاکمیت  استبدادی  و خود کا مه  امیر عبدالرحمن خان  با کمک و همیاری  دولت ها ی  استعماری انگلیس و  امپراتوری تزار ی روسیه  ، در افغانستان  به قدرت رسیده است !

 با مقداری درنگ و توجه  در چگونه گی  مهاجرت های  وی در خارج از افغانستان  و چگونه گی به قدرت رسیدن وی این موضوع خیلی ها به ساده گی  مشخص و هویدا میگردد !

دولت استعماری  انگلیس  که در اوج  اقتدار و  عظمت خویش به سر می برده و شبه قاره هند را نیز  جز قلمرو  امپراتوری  خود کرده بوده است  ؛ در تبانی  آشکار و پنهان  با امپراتوری  تزار ی روسیه  که وی  نیز بخش های  اعظم ی از سرزمین ها ی  خراسان بزرگ را در اشغال خویش در آورده  بوده است  ، بعد از جا به جایی  مهره های متعدد  ، در نهایت  به حاکمیت امیر عبدالرحمن خان  در افغانستان به توافق  میرسند !

برای همگان  مشخص است  که  در صورت موجود بودن  حاکمیت قدرتمند و مردمی در خراسان  نه روس میتوانست قسمت های از این سرزمین را به اشغال در بیاورد و نه هم  انگلیس به ساده گی می توانست  به حاکمیت خویش در هند ادامه بدهد ! هند که  قرنها در ان  فرزندان غیور خراسان به حاکمیت پرداخته بودند !

سرزمین  خراسان  در صده های اخیر از سه جانب  مورد تحدید ، تجزیه و تضعیف  قرار گرفته بوده است !

یک: استعمار نوپا  بریتانیا کبیر !

دوم : امپراتوری تزار ی روسیه !

سوم :دستگاه خلافت و امارت اعراب !

 

بهای حاکمیت بر کابل ، از هم پاشی  بنیاد ، شالوده  و تهداب  خراسان بزرگ بوده است ! و امیر عبدالرحمن خان در این امر بینهایت موفق بوده است !

تاریخ خود گواه این مدعا میباشد ! اگر  عینک تعصب  ، خود خواهی ، خود بزرگ بینی  و  جهالت را از چشم بر داریم  به ساده گی واقعیت ها نمایان میگردد !

امیر عبدالرحمن خان  به اضافه قتل عام ها  ، به اسارت گرفتن ها  و به حراج گذاشتن ها ی حیات و ناموس ساکنان اصلی این مرز و بوم ، تخم کینه ، نفاق  و از هم پاشیده گی ملی را پاشیده است که پاک کردن و زدودن ان از دامان میهن  همت ، عقل ، شعور و شرف خدا گونه میخواهد !

 خراسان  از اوان موجودیت خویش  در صده ها  و هزاره ها  همواره  به عنوان  قدرت بزرگ  در منطقه و گاهی در جهان  مطرح بوده است !

اساس  و هسته  ایجاد و تشکیل  حاکمیت های  بزرگ و قدرت مند خراسان زمین  اقوام ترک و تاجیک بوده اند !

چندی قبل بحث های  راجع به اصالت  غوری ها  در سایت ها مطرح گردیده بود  1 موضوع برایم جالب گردید  ! از مکان خیر اندیشی کتاب طبقات ناصری  ( شرح  حاکمیت غوری ها ) بدست ام رسید  ، با ولع تمام  ویرا خوندم  ، ان چه دست گیرم گردید ، هم  آمیخته گی کامل  اقوام ترک و تاجیک  بدان پیمانه است  که تشخیص اصالت ها را فوق العاده مشکل میسازد  و این یعنی ملت  و این یعنی  افتخار ،سربلندی و عزت  و درس بزرگ از تاریخ برای ما نسل کنونی !

....و امیر عبدالرحمن خان و نواده انها  و تداوم دهنده گان راه وی با این کشور و مملکت به دستور اجانب و بیگانه چه ها کردند ؟؟؟؟

تخم کینه و نفرت  ملی را که  امیر عبدالرحمن خان  در سینه ها کاشته است ،  شیار و زخم است خون چکان  در سینه میهن مان ! داغ افتراقی است  که ، سرزمین ، میهن  و توده های میلیونی این سرزمین را به زانو در آورده است !

 چگونه در یک کشور و مملکت میتواند  رشد  ، تعالی و تکامل وجود داشته باشد ، که، اگر در میان مردم  آن کینه ، دشمنی  و  بغاوت تبدیل به یک اصل و فرهنگ گردیده باشد !        

اگر در  جریان و سیستم  چگونگی  حاکمیت ها  در یکی دو صده اخیر دقت و توجه صورت گیرد  به ساده گی  در میا بیم

که  ، حاکمیت ها ی مذکور  هیچ گاه  در جهت اقتدار و عزت ملی این سرزمین  اندیشه یی در سر   نداشته   اند !  بلکه ، حاکمیت های مذکور  مملو است از خباثت ، ترفند های قبیله یی  و زدو بند های  وطن  فرو شانه !

تاریخ هرچه بوده است  درد مند بوده است و فریب کار ا نه  !

 اما  درد مندانه تر از ان این که ، توده های مان هرگز از ان نیاموخته اند ! نی  " افغان " نی  "تاجیک   نی " ازبک "  نی  "هزاره  و..... و ادامه دارد

"

ارسال شده در مورخه : جمعه، 22 جوزا (خرداد)، 1388 توسط moje-sevom
 
 

پیوندهای مرتبط

· مطالب بیشتر در مورد
· سایر مطالب نوشته شده توسط moje-sevom


پربازدیدترین مطلب در زمینه :
خشونت بر زنان از سلطه طالبان تا اكنون

امتیاز دهی به مطلب

امتیاز متوسط : 1
تعداد آراء: 6


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

انتخاب ها


 اين نوشته را چاپ کنيد اين نوشته را چاپ کنيد

نام: | کاربر جدید |

موضوع:
 
نظرات:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : xeg77pup
تايپ کد امنيتي :

لطفآ کد امنيتي را در بالا داخل فيلد وارد نماييد


[ بازگشت ]

سایت بند امیر تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد.


Bandamir.com- Based on PHP-Nuke CMS - Designed and Developed by Faiz Haidari