يك قطره دريا - بخش دوم
مهمان می نویسد " بنام خداوند
یک قطره دریا ! نویسنده : میر احمد (میثم) لو مانی .
بخش دوم !
مسایل و موضوعات مربوط به مذهب ، شاید برای تعدادی از روشنفکران جامعه مان قابل اهمیت و در خور توجه نباشد !
در حالیکه در طول تاریخ ، مذهب در کالبد اجتماع ، همچون روحی عمل نموده و در تعاملات ان ، رول اساسی و تعیین کننده ای را داشته است !
و حالا نیز چنین است ! جوامع بشری با تمام غنامندی هایش ؛ با ان که در زمینه های مختلف علم ، دانش و تکنولوژی به پیشرفت های خارق العاده و اعجاز آمیزی دست یافته اند و پیش از هر زمان دیگر انسان این موجود شریف و خلاق بر طبیعت و مصائب و مشکلات ان فائق آمده اند ! اما نیاز به مذهب که همانا اعتقاد به حضور نیرو مند خداوند بر سرنوشت و حیات آدمی است ، بیش از هر زمان دیگر، یک نیاز ضروری و مبرم ، احساس میگردد.
به عنوان مثال : در مجهز ترین بیمارستان و در حضور مجرب ترین پزشک و تجهیزات علمی ان ، ان چه بیش از همه چیز دیگری برای انسان درد مند ، قوت قلب و اطمینان خاطر می بخشد ، همانا ایمان ، اعتقاد ، اخلاص و توکل به خداوند است و بس .
ان اطمینان و قوت قلب را که دعا ، نیایش ،ایمان و اعتقاد به خداوند به انسان درد مند و نیاز مند تلقین و اعطا مینماید ، هیچ پزشک حاذق و مجهز ترین دستگاه های کامپیوتری نمیتواند چنین آرامش را بر روح و روان ادمی به ارمغان بیاورد .
چون اصالت انسان "و ؛ جوهر وی،" روح وی است ! و منشا روح آدمی ، از خداوند است ! ، لذا ! هر گاه " انسان " در عالم خلوت و نیاز!؛ به (به روح) خویش مراجعه مینماید حضور خداوند را در تمام ابعاد زنده گی خویش احساس نموده و لمس مینماید . و در این باب چه عالی فرموده است ، خداوند گار بلخ جلال الدین محمد بلخی :
هر کی را کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روز گار وصل خویش
انسان ها از ان هنگام که در مغاره ها به گونه انسان های اولیه زنده گی را آغاز نمودند و از ان هنگام که جرقه های از فکر و اندیشه در مغز و شعور آنها مشتعل گردیده است ، همواره احساس حضور خداوند را به عنوان یک نیاز اصولی و اساسی در حیات و زنده گی خویش احساس نموده و درک کرده اند ! که دست آورد های علم باستان شناسی دال بر تایید این مدعا میباشد .
چه بسا انسان درد مندی در کنج تنها یی خویش به اندرون مغاره یی در دل کوهی نقشی را به عنوان رب ، ناجی ، خالق ،همراز و.... در سینه ، سنگی ، به حک نمودن گرفته است ! که ، وی میدانسته است که سنگ امینی است مطمئن که نقش خداوند وی را ، در طول اعصار با گذشت صده ها و هزاره ها همچنان در دل خویش محفوظ خواهد داشت .
...و انسان امروز ، با ان همه برخورداری و امکانات وسیع ، در اوج قدرت و عظمت ، عظیم ترین خلاقیت ها یی را در ساحات مختلف علم و صنعت خود خالق هست ، اما ، باز هم بیش از هر زمان دیگر ی نیاز مند حضور مطلق خداوند بوده و میباشد .
مذهب نیاز فطری ادوار تاریخ بوده و نیاز مبرم عصر و زمان ما است ! نیاز جامعه ما است، و درد اجتماعی ما میباشد .
در جهان امروزی ، هر کشور و منطقه ، پرابلم منحصر به خود را دارا میباشد
در جوامع صنعتی مسایل مربوط به صنعت ، طبقات اجتماعی ، پول ، سرمایه ،کالا و..... مورد کنکاش و تحلیل و برسی نخبگان ان قرار میگیرند !
اما در افغانستان ما مشکل مذهب داریم ، مشکل ما ،مشکل دینی میباشد ، درد ما درد دینی - مذهبی است !
تاریخ و حوادث ان بیان گر این حقیقت است .
ما نیاز مند انقلاب هستیم ، انقلاب مذهبی !!
باز شناسی مذهب و مسایل مربوط به آن در کشور و سرزمین افغانستان که این سرزمین یکی از مذهبی ترین منطقه در سطح جهان میباشد ، یک امر حیاتی به حساب میاید .
برای اینکه متاسفانه مبلغان مذهبی رسالت خود را بطور شایسته انجام ندادند به همین جهت
اساسی ترین نیرو باز دارنده رشد و تکامل در این سرزمین مذهب وانمود می شود !
حتی ذر این کشور مذهب ، همچون لایه عظیم از توده های یخ ، مردم مومن ، معتقد ، شریف و خداپرست این سرزمین را در چنبره استحمار و خرافات ، منجمد نموده و به کام مرگ میکشاند .
در جریان تکامل تاریخ ، هر گاه ، انسان ها ی درد مند این سرزمین خاسته اند همتی نمایند ، اقتدار و عزت به ار مغان بیاورند ،مذهب ارتجاعی ، و ... و یا و... را از چنته بدر آورده است !
و همین موضوع تکرار تاریخ ما است .از تاریخ باید آموخت ، ورنی در جهان شرمنده و خجل خواهیم بود !!!
مردم سرزمین ما ، بیش از هر نقطه دیگر جهان قربانی خشونت های مذهبی بوده اند و بر اساس حاکمیت مذهب ارتجاعی بر این سرزمین تار و پود عقلانیت ، تفکر ، اندیشه و تعالی ، در میان مردم آن هر گز جوانه نزده و نشکفته است .
ما در طول تاریخ بیشترین قربانی را پرداخته ایم و حالا نیز بیشترین قربانی را میپردازیم
روشنفکران جامعه ما باید بدانند ! مادام که مذهب و اعتقادات مذهبی توده های مان در چنگال ارتجاع ، اسیر و زندانی است ، مذهب اله افیون و تخدیر توده خواهد بود ، مذهب همچون صد باز دارنده رشد و تمدن اجتماعی عمل خواهد کرد!
و به هر اندازه که نخبگان جامعه با زبان و مفاهیم مذهبی بیگانه و نا آشنا باشند ، ساحهء جولانگاه و عمل کرد ارتجاع آزاد خواهد بود و ما همچنان به قربانی گرفته خواهیم شد .
جامعه درد دیده و تا به فرق در خون نشسته ما سخت نیازمند اصلاحات میباشند و ان ها یی که با زبان قران ، با زبان مذهب آشنایی دارند و به حقانیت حق ایمان و باور دارند ، باید برای توده ها کاری نمایند ! که ،
تمام ادیان خداوند ی ، ادیان ابراهیمی ، برای رها یی و سعادت انسان بوده است ! هدف از خلقت، انسان بوده است 1 یعنی هر آن چه در جهان ماحول به خلقت گرفته شده است ، برای انسان است ، که وی خلیفه و نماینده خداونداست
و نماینده خداوند در اسارت ؟؟ نعوذ با الله ، و این گناهیست نا بخشودنی ، برای آن ها یی که میدانند و بیشتر میدانند .
((فقر فرهنگی اصولی ترین دردی است که ستون فقرات جامعه ما را در هم شکسته است و این درد درمان پذیر نبوده مگر باز نگری عمیق و ریشه یی در مناسبات مذهب و ایدیالوژی مذهبی مان صورت نگیرد ))
همچنان که در با لا گفته گردید ، مذهب در کالبد اجتماع همچون روحی است جاری در کالبد آدمی .
یک روح که در کالبد یک شخص است میتواند روحی باشد مریض ! میتواند شخص را به نا بودی بکشاند !!
اما موجودیت ان یک فا کت است ، یک حقیقت است ! گریز از ان دردی را در مان نمیکند و نادیده گرفتن ان خود کشی است محض .
و هم چنان میتواند معکوس این قضیه باشد روح قوی و نیرومند در کالبد انسانی ! و مسلما چنین انسانی ، قویست ، خلاق است ، نیرو مند است و در خیلی از امورات محوله موفق .
و جامعه نیز چنین است !
اگر در جریان سیر تکامل جوامع بشری دقت و توجه گردد ، به ساده گی در می یابیم که اعتقادات مذهبی ، فاکتور موازی با رشد اجتماعی جوامع بشری داشته است ! یعنی به هر اندازه که مذهب دید گاه معقولانه ، منطقی و روشنگرانه در قبال جامعه و مردم داشته است ، به همان پیمانه جامعه از تمدن و مدنیت بر خور دار بوده است .
تاریخ نشان داده است که ، جوامع که در ان روح معقولانه مذهبی بر اندیشه اجتماعی ان حاکم نبوده است ، این جوامع در میان جوامع ملل ، از آسیب پذیر ترین ، عقب مانده ترین و پر جنجال ترین ها بوده است .
چنین جوامع نی تنها برای خود و در سطح منطقه مشکل زا بوده بلکه برای جهانیان مایه درد سر و تشنج آفرین بوده است ! که نمونه بارز ان کشور افغانستان میباشد .
رابطه انسان و مذهب ، رابطه دو سویه بوده است !، یعنی انسان به عنوان پیامبر ، امام و روشنفکر عصر وز مان خویش ، مذهب و ایدیالوژی عصر و زمان خویش را به پا لایش گرفته و ان را به عنوان مکتب و ایدیالوژی خلاق و ثمر بخش به جامعه ابلاغ نموده است !
آن ها (پیامبران ) با الهام از (کلام) وحی و تحلیل اصولی از مناسبات اجتماعی زمان خویش ، در پروسه بیداری و بسیج مردم وارد عمل گردیده و در مدت زمان خیلی کوتاه دست آورد های عظیم را به ار مغان آورده اند !
این انسان اعجاز گر ، انسان خدا گونه ، انسان روشنفکر ، با اعجاز قدرت کلام ؛ سر نوشت تاریخ را رقم میزند ، مذهب عقیده و ایدیالوژی را به جامعه و تاریخ عرضه میدارد و این ایدیالوژی تا مادام که در اسارت مذهبیون دیگری به اسیر ی(( تحریف )) نرفته است ، اعجاز مینماید و امام ، رهبر ، پیشوا و روشنفکر بر جامعه عرضه میدارد .
اما مادام که مذهب به اسارت رفت ،و به تحریف گرفته شد ، اله تخدیر و افیون توده ها گردیده و بعنوان ، وسیله اعمال قدرت زور مندان عمل نموده ؛ و خود چون افعی زهراگین و خطرناکی خواهد گردید !
و در طول تاریخ چنین بوده است از ها بیل تا هم اکنون !
مذهب نمرود ، در مقابل ابراهیم
مذهب بلعم و با عور ، در مقابل موسی
مذهب ارتجاعی در بار روم در مقابل عیسی
و مذهب ابوجهل و....، در مقابل محمد و .... تاریخ چنین است و تکرار وی ! و ها لا صفی از ابوجهل ها و طبقه یی از بلعم و با عور خداوندا ! : موسی یی و محمد ی !.
خداوندا سرنوشت من و انسان های عصر من دردناک تر از زمان جاهلی تی است ! که ، تو منجی ما محمد را مبعوث به رسالت فرمودی ! و ...
مذهب پا به پا جوامع بشری با ان بوده است ! در روح و روان ان به حاکمیت پرداخته است ! بر ضمیر و وجدان ان حکومت نموده است !
((مذهب پا به پا ی انسان رشد و تکامل نموده است !)) مذاهب اولیه ابتدا یی بوده اند ، ان قدر عمیق و فلسفی نبوده است ! یعنی به پیمانه وسعت دید عصر و زمان خویش عمل نموده و به اندازه قدرت تحلیل و نیاز انسان زمان بوده است . و این درسی است از تاریخ است .
در اساطیر و فلسفه ادیان و مذاهب این همواره انسان ها است که همچون قدی سین ، گاهی حتی تا چهره خداوند ظهور نموده و درخشیده است .
مذاهب و ادیان در مجموع در آغاز همواره در میان توده ها اعجاز نموده اند! زیرا به عنوان نیروی دینامیک ( ایمان ) تحت شرایط و زمان معین ، عمل نموده و تحرک اجتماعی به وجود آورده اند!
مذهب به عنوان یک قوه ، به اندرون توده ها ، به اندرون مستمندان و در ضمیر انسان های درد مند ، توسط پیامبران ، توسط امامت و توسط روشنفکران هر عصر و زمان ، از قوه به فعل تبدیل گردیده ، و تحولات بنیادی اجتماعی در تاریخ انسان ها به ارمغان آورده است ! و مکاتب فلسفی فکری ای به وجود آورده اند ، مانده گار به درازای تاریخ !!
.
در اجتماع ، در تاریخ ، در هنر = عشق، معماری و ... و در همه چیزی انسان، و در جریان تاریخ تکامل ان ، حضور نیرو مند ، مانده گار و خدا گونه مذهب همواره نفوذ دایمی و تعیین کننده یی خویش را حفظ نموده و داشته است ! و....
پرستش و نیایش ، که یک نیاز فطری انسان ها میباشد ، از حالت اولیه آن که پرستش سنگ مهره ها بوده آغاز یافته ، و همگام با تکامل تاریخ ، سیر تکامل خویش را پیموده است !. که در جریان تکامل این پروسه مقدس، بزرگ ترین روح ها و شریف ترین انسان ها به قربانی گرفته شده اند .
بزرگ ترین و مانده گار ترین فریاد رهایی انسان در طول اعصار ، در طول تاریخ و در طول موجودیت انسان ، از حنجره مذهب بوده است . و چه کار ساز ، مانده گار و عظیم در دل تاریخ این فر یاد ها نقش بسته ا
.... و ادامه دارد "
ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 22 ثور (اردیبهشت)، 1388 توسط moje-sevom |