بند امير - جا غوری درد نهفته من !
 


موضوعات

جستجو





كاربران پركار

عضوامتياز
1: admin3000
2: m-bandamir1042
3: moje-sevom1020
4: najibhasani1005
5: negaresh1000
6: akhlaqi1000
7: habibsarwari24
8: amini21
9: T_hasanzada16
10: azadiandeshe16
11: quliaquli15
12: NargisHashimi15
13: asifkarimi12
14: mirahmadLomani11
15: aghili11
16: dookhtareh-hazarah10
17: mina10
18: shear-sapid9
19: sedanews9
20: hanif8

گروهاي کاربري
پنجاه عضو جديد

جا غوری درد نهفته من !

مهمان می نویسد "

بنام خداوند  

 جا غوری  درد نهفته من !   نویسنده  : م . میثم . لو مانی !

  

جا غوری !   آیا  باید  مرثیه یی  در رثای درد ، اندوه  و قامت خمیده ات به سرودن گرفت ؟ !  آیا  فاتحه یی  در گذر تاریخ  و در چهار سوی  زمان  بر نعش پدری  که در گذشته های  نی چندان دور  از اقتدار و ابهتی در میان  از خودی و بیگانه ها  بر خور دار  بوده است  ، باید خواند ؟!

آیا گیلمی باید گسترانید و به  عزا  عزیزی باید نشست  ؟ !

جا غوری ، درد نهفته من ! سر زمین نیاکان ام ، ای بلند ای سپید پوش قاده ، ای رود  خروشان  ارغنداب !

 ایچه ، بابه ،ایزدری ، باغچوری ، گری و ...  میدانیم  که در آن وحشت آباد ، در آن هنگامه یی که  شلاق استبداد  بر گرده  فرزندان  این سرزمین  بیداد مینمود  و شمشیر جهاد  امیر و امیرالمومنین ها ( عبدالرحمن جابر) انسان و  انسانیت را به سلاخی گرفته و ناموس مسلمین را ، تاراج  می نمودند  ، آنگاه  بودند فرزندانی که  ترا و دامانت را  به قیمت جان  به محافظت گرفتند . و ...  این است که امروز جا غوری  وجود دارد  و جا غوری هست  ! با عزت و سربلند و پر غرور و ...



جا غوری !     نسل  کنونی  از فرزندانت چه میکنند  ؟!  آیا ترا در  کفن ذلت پیچانیده  و در تابوت حقارت  به دفن خواهند گرفت  !   آیا ترا در بازار  فریب و ریا و نیرنگ سیاست های هزار، هزار رنگ فریب ، به اذا  چرب لقمه یی ناچیز به حراج خواهند گذاشت ! آیا  ترا همچون  نا خلف فرزندانی  در روسپی خانه های  مکار ه  سیاست  های دروغ  کارا نه ، در کام  خو کان  شهوت  به پیشکش خواهند گرفت !؟ و... و یا این که  اقتدار و عزت  دوباره یی  ، احیا  خواهند  کرد ! و سرو دنی !!

آری سرو دنی 

سرو دنی  باید  آغازیدن گرفت  و در  بستر تاریخ  و در شاهراه  تکامل آن  سوار بر توسن  تاریخ  در مسیر اقتدار  و عزت باید تاختن گرفت ؛ که ، در غیر ان  باژ گونه هستیم ، که در غیر آن  لاش هستیم  متعفن  و مرده    و دیگران ، توسن سر کش غرور  و جهالت   خویش  را  بر اجساد  و نعش های مان  خواهند تاخت .

 

جا غوری  سرزمینم  !   من و تو  حادثه چهل دختران را خوب به یاد داریم  .

و همچنان  حادثه دردناک  هزاران  اسیر  زن جوان  تا  قیامت  خداوندی   از ذهنت زدوده نخواهد  گردید ! که تو مادری  و چگونه میتواند مادری  اسارت  جگر گوشه هایش را به فراموشی بگیرد .

ما را کشتند ، به اسارت گرفتند ، و زن و مرد  گوسفندوار  در چهار سو های شهر،   در میان ازدحام  مردم نماز خوان  و متد ین  به حراج گذاشتند !

 کردند  هر آن چه که یزید نتوانست ان را به  انجام برساند  ! و ...

و بدین گونه  ما به تقلیل رفته ایم ... تعدادی کشته شدیم   ، تعدادی  رخت مهاجرت برتن نموده  و راهی دیار های دور  و درازی گردیدیم

 و تعداد  اندکی که مانده اند  یا از جبر و یا  از رغبت ، ! چه سخت سست بنیاد  ، در مقابل این  طوفان سوزنده   .

 

آن های که در همسایه گی  جا غوری بوده  و هستند  از  گذشته این سرزمین  خوب به یاد دارند .  طالبان با آن همه  سفاکی  و جنایت  ترجیح دادند تا با جا غوری از در صلح و مذاکره وارد شوند ! چون رهبران محلی طالبان  در گذشته ها  در میدان نبرد با مردم جا غوری بار ها دست و پنجه نرم کرده بودند .  و همین نکته کوچک درسی است بزرگ برای روشنفکران ما .

 

اما امروز  جا غوری  برهوتی است  در سکوت  ! در معاد لات کنونی هیچ گونه حرفی برای گفتن ندارد !

جا غوری " گنگ است "  !" مبهم است " و" سر بزیر !

جا غوری با ان استعداد  خدا دادی  که دارد  میتوانست  همچون  دینامیک تحرک نی تنها در مناطق هزاره جات ، بلکه  در سطح کشور عمل بنماید .  اما   ، آشفته گی بازار  ما را از درون پوسانیده است !!

 

جا غوری نی در  ساحات  کشوری  ، نی در امورات لشکری و نی هم  در سیاست  و فرهنگ  ان چنان که شایسته ان است از خود تبارز  نشان نداده است  و این بسی جای درد و تاسف می باشد .

امید آن ها یی که  امروز  دستار و  چپن  رهبری در میان مردم  حمل مینمایند  ، بر وجدان خویش مراجعه نموده  و متوجه مسئولیت های سخت خطیر و حساس کنونی  بگردند !

 

روحانیت مان ، ان ها یی که به اصالت  انسان باور مند اند ، ان ها یی که درد علی گونه به اندرون سینه دارند و تشخیص علی گونه  و عشق علی گونه ، باید بگذارند تا استعداد ها به ثمر بنشیند .

اسلام تنها  بعد عبادت نیست  که اگر چنین میبود  ، حادثه خوارج  به وجود نمی آمد  و ...

و روشنفکران ما !؟؟  وای اگر  تعصب ، خود خواهی  و منافع های زود گذر  و احمقانه  ما را  به خود مشغول و مصروف بدارد ، که در آن صورت  حق مان است  تا در مقاطع مختلف  همچون شبدر  توسط داس  ارتجاع به درو گرفته شویم .

 

و در پایان : این که از جا غوری نوشته ام  ، این  نی بدان جهت  که در یک منطقه کوچک،  اما بزرگ  خود را محبوس نموده  و به اصطلاح منطقه گرا هستم !  به خداوند چنین نیست  ! افغانستان را همچون تنم دوست میدارم  و جا غوری در این تن قلبی بیش نمی باشد .   میر احمد (میثم) لو مانی مینسک بلا روس   !.          

"

ارسال شده در مورخه : شنبه، 12 ثور (اردیبهشت)، 1388 توسط moje-sevom
 
 

پیوندهای مرتبط

· مطالب بیشتر در مورد
· سایر مطالب نوشته شده توسط moje-sevom


پربازدیدترین مطلب در زمینه :
ديدار دانشجويان با استادحاجي محمد محقق در تهران

امتیاز دهی به مطلب

امتیاز متوسط : 1
تعداد آراء: 2


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

انتخاب ها


 اين نوشته را چاپ کنيد اين نوشته را چاپ کنيد

نام: | کاربر جدید |

موضوع:
 
نظرات:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : qev45nay
تايپ کد امنيتي :

لطفآ کد امنيتي را در بالا داخل فيلد وارد نماييد


[ بازگشت ]

khadem (امتیاز : 0)
توسط مهمان در تاريخ : شنبه، 12 ثور (اردیبهشت)، 1388
سلام برادر عزيز . براستي كه ما شاهد.آن هستيم كه هر سال از و لسولي جا غوري محصلين زيادي عا زم دا نشگاه كا بل شده و امسال گذ شته يكهذار و يكصد دا نشجو وارد دانشگاه كابل شد . اما اين بيا نگري ان نيست كه مردم ما خوب ند ر خشيده است . ما در سطح كل از مقام با لاي خود مشكل داريم و سرا ن ما در مقام بالا به نفع خود كار ميكند و كسي نيست كه بفكر اين مردم با شد . به سرا حت بگو يم اگر جا غوري منا طق پشتون نشين ميبود . هر سال صد ها محصل از طرف دولت به ار و پا براي ادامه تحصيل اعزا م ميشد . و دوم : جا غوري حتما به يك ولايت معروف ار تقا ميكرد و يك دانشگا ه هم اعمار ميشد . ازينكه مردم بومي شان هزاره هست چنين هست .


[ جواب به اين نظر ]

  • [بدون موضوع] توسط مهمان در تاريخ : شنبه، 12 ثور (اردیبهشت)، 1388

Jaghori (امتیاز : 0)
توسط مهمان در تاريخ : يكشنبه، 13 ثور (اردیبهشت)، 1388
Dear Mr. Lomani I am very appreciated about this writing regarding your motherland Jaghori. I am completely agreed with you, it is true that Jaghori people is very intelligent and also was before. Jaghori was known as east star in Afghanistan but unfortunate all educated and intellectual people killed vey unconscionably by their own Jaghori people and was betrayed by their professed compatriot. I remember those days that all prisons were full of Jaghori people and more then 100 Jaghori students arrested just by one night from Kabul University. I remember the days that jaghori people were torturing by their own people. Mr. Lomani! You did not mentioned those accidents happened front of your eyes, those widows that still looking forward for their husbands and those mothers still expecting to arrival of their sons. It was just remembrance for you the last forgotten adventures of Jaghori.


[ جواب به اين نظر ]


درخواست راه حلي مناسب براي اين مشكل (امتیاز : 0)
توسط مهمان در تاريخ : دوشنبه، 14 ثور (اردیبهشت)، 1388
سلام دوستان عزيز آن چه جناب اقاي ميثم لوماني نوشته است درد همه جاغوري ها است دردي مزمن كه دارد غير قابل تحمل مي شود من فكر ميكنم در آن چه برما رفته است صرفا براي اينكه تجربه اي باشد نبايد بش از آن به آن اهميت بدهيم مهم اين است كه چه بايد كرد تا از اين رنج رهايي يابيم براستي جاغوري با ان همه شايستگي سزاوار اين همه بي كفايتي نيست و بايد براي رسيدن به شايستگي هاي خود مان راه حل هاي منطقي تر ارايه نمايم منتظر راه حل هاي شما دوستان عزيز هستيم .


[ جواب به اين نظر ]


سایت بند امیر تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد.


Bandamir.com- Based on PHP-Nuke CMS - Designed and Developed by Faiz Haidari