پاكستان، پايان كار چهارمين كودتاگر
محمد اسحاق فياض:
بيش ازيك هفته تلاش احزاب سياسي حاكم در دولت پاكستان، براي بركناري جنرال مشرف ازمقام رياست جمهوري اين كشور، سرانجام آقاي مشرف را وادار به استعفا و كناره گيري از قدرت كرد و مشرف براي هميشه از قدرت سياسي و نظامي پاكستان كنارفت.
پرویز مشرف در یک بیانیه مستقیم تلویزیونی، ضمن دفاع از عملکرد خود، گفت استعفای خود را از مقام ریاست جمهوری پاکستان، به پارلمان کشور ارائه می کند و گفت این تصمیم را به پس از مشورت با معاونان و مشاوران خود و به خاطر مردم پاکستان اتخاذ کرده است وبه خاطر منافع ملت، از مقام خود کناره گیری می کنم و آینده خود را به دست مردم می سپارم، بگذارید مردم در باره من قضاوت کنند.
آقای مشرف نخستین رئیس جمهور در تاریخ اين كشوراست که از طريق فرايند هاي آزاد سياسي و دموكراتيك توسط غير نظاميان از مقام خود استعفا می دهد. او گفت که 44 سال به کشور و مردم پاکستان خدمت کرده و تاکید کرد که هر کاری انجام داده، به خاطر کشور و مردم پاکستان انجام داده است.
كناره گيري مشرف پس از 9 سال اقتدار و حكومت درپاكستان اولين پيامدش اين است كه آثار
چهارمين كودتاي نظامي دراين كشور خاتمه مي يابد و گروههاي سياسي در يك رقابت آزاد قدرت را دراين كشور به دست مي گيرند.دومين پيامدي كه ممكن است استعفاي اقاي مشرف به دنبال داشته باشد اين است كه گروههاي سياسي در يك روند آزاد و دموكراتيك از چندي پيش تلاش هاي شان را براي كنار گذاشتن مشرف آغاز كردند و سرانجام توانست اولين جنرال كودتايي قدرت مند را درتاريخ پاكستان طي يك فرايند آزاد و دموكراتيك از قدرت به زير بكشاند.
اكنون دوسئوال اساسي مطرح مي شود، يكي روند مبارزه با تروريسم پس از كناره گيري آقاي مشرف است و ديگري تداوم ائتلاف دوحزب حاكم با يك ديگر است.
بسياري از كارشناسان اين سئوال را مطرح مي كنند كه باتوجه به نزديكي مشرف با امريكا و غرب و اعتمادي كه غربي ها به او درقبال مبارزه با تروريسم داشت؛ با كناره گيري وي روند مبارزه با تروريسم در پاكستان به كجا خواهد انجاميد؟
برخي براين نظرند كه روند مبارزه با تروريسم در پاكستان بعد از مشرف كند خواهد شد، زيرا خوشحالي گروههاي اسلام گرا و نيز گروههاي افراطي مانند طالبان و القاعده نشان مي دهد كه آنان بيشتر مشرف را در جنگي كه عليه آنان در پاكستان راه افتاده است مقصر مي دانند. ايمن الظواهري چند روز پيش كه موضوع استعفاي مشرف به ميان امده بود، ازاين موضوع استقبال كرده وخواهان محاكمه وي شده بود. گفته مي شود جنرال مشرف نظامي بود كه به تدريج جريان اسلام گراي افراطي را كه در درون ارتش وسرويس هاي اطلاعاتي پاكستان، تصفيه كرد كه به جريان ضيائيسم معروف شده بود واين جريان طالبان و ديگر گروههاي افراطي را به وجود آورده بود و هنوز هم اين گروهها مورد حمايت جريان طرف دار ضياالحق هستند. باتوجه به اين پس منظر است كه برخي از كارشناسان كناره گيري مشرف را نوعي خدشه درروند مبارزه با تروريسم درپاكستان مي دانند، بخصوص آن كه گفته مي شود كه دولت ائتلافي جديد چندان رابطه خوبي با امريكا ندارد و اين دولت بيشتر به واقعيت هاي ملي ومردمي توجه مي كند تا فشار هاي بين المللي. پيمان صلح دولت جديد با طالبان نشان مي دهد كه اين دولت سعي دارد تا خود را از رويارويي با گروههاي تند رو كنار بكشد و براي تدوام آرام قدرت شان در پاكستان راه مسالمت جويي را پيشه نمايد.
اما برخي ديگر بدين باورند كه روزگار مشرف به سر رسيده بود وغرب نيز او را ديگر به عنوان يك مهره قابل اعتماد نمي دانست. برخورد دوپهلو وي باجريان تروريسم سبب گرديد كه هم غرب از او فاصله بگيرد و هم مورد خشم و نفرت گروههاي افراطي قرار گيرد. اما آنچه دراين بازي در دايره ترديد قرار دارد؛ اين است كه چه كسي جايگزين مشرف در بازي با گروه هاي افراطي خواهد شد، طوري كه بتواند هم از پايگاه مردمي برخوردار باشد وهم غرب روي آن اعتماد نمايد؟
گفته ميشود تا كنون هيچ سياست مداري در پاكستان نتوانسته اعتماد غرب را درقبال مبارزه با تروريسم به سوي خودجلب نمايد و از اين جهت اكنون نوعي خلاء شخصيتي در قبال مبارزه با تروريسم درپاكستان وجود دارد.
ترديد ديگري كه وجود دارد اين است كه وجود مشرف و رقابت با او سبب گرديده بود كه دو حزب مسلم ليگ شاخه نواز و حزب مردم در يك ائتلاف شكننده در كنار هم قرار گيرند، اما سئوال اساسي اين اكنون با برداشته شدن مانعي به نام مشرف آيا اين ائتلاف هم چنان به قوت خود باقي خواهد ماند؟
برخي بدين باورند كه توافق دو حزب ياد شده براي بركناري مشرف آخرين تصميم مشترك دو حزب ائتلافي خواهد بود و با برداشته شدن موانع با توجه به سيره اي كه ميان احزاب سياسي پاكستان وجود دارد، ديگر ائتلاف ميان دو حزب دوام نخواهد يافت.
اختلاف ميان دو حزب در مورد سرنوشت آينده مشرف نيز نشان مي دهد كه انان به طور كامل در يك سمت و سو درحركت نيستند و رقابت ها در آينده بيش از اين تشديد خواهد شد. در حالیکه زرداری سرپرست حزب مردم به برخورد نرم و مدارا با مشرف پس از کناره گیری از قدرت قایل است، اما نواز شریف رهبر مسلم لیگ شاخه نواز از محاکمه مشرف چشم پوشی نمی کند. پس از آن كه ائتلاف حاكم براي استيضاح مشرف به توافق رسيدند، حزب مردم هفته گذشته تلاش کرد باارسال پیامی به مشرف از طریق مرد قدرتمند و پنهان امنیتی پاکستان (طارق عزیز)، رییس جمهوری را برای کناره گیری داوطلبانه قانع کند، پاسخی به این پیام و وی در به بررسی جوانب و پیامدهای این کناره گیری گرديد و درواقع اين پيامي بود از سوي خزب مردم كه اگر وي از قدرت كنار برود از سوي اين حزب هيچ گونه تلاشي براي محاكمه وي صورت نخواهد گرفت. اما تعدادي از نمايندگان پارلمان و مجالس ايالتي كه وابسته به گروههاي اسلام گرا و حزب نوازشریف هستند، تاکید کرده بودند که مشرف باید از قدرت برکنار ومحاکمه شود و درصورتی که این اتفاق رخ ندهد، آنها از لاهور تا اسلام آباد به برپایی تظاهرات اقدام خواهند کرد.
بدين ترتيب اولين موضوعي كه ممكن است ميان دو حزب ائتلافي مطرح شود اين است كه درقابل مشرف خلع شده از قدرت چه بايد بكنند؟ آيا او را مورد بازخواست و محاكمه قرار دهد يا اين كه به احترام به عنوان يك سياست مداربا او برخور نمايند؟ سيره سياسي در پاكستان چنين بوده كه هرجرياني كه قدرت را درپاكستان بدست گرفته است براي محاكمه طرف هاي مقابل تلاش كرده اند و ازاين جهت خزب نواز شريف نهايت تلاش خود را به خرج خواهد داد كه تا آقاي مشرف را به محاكمه كشانده و حتي خواهان اعدام وي شده است. اما دراين ميان با توجه به اخحتلاف نظر هايي كه ميان دو حزب حاكم وجود دارد، روي اين موضوع هرگز به توافق نخواهند رسيد و از سوي ديگر تا زماني كه مشرف اطمينان پيدا نمي كرد كه بعد از كناره گيري محاكمه نمي شود از قدرت كنارنمي رفت.
ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 4 سنبله (شهریور)، 1387 توسط hadirahimi |