بند امير - در سوگ استقلال !
 


موضوعات

جستجو





كاربران پركار

عضوامتياز
1: admin3000
2: m-bandamir1042
3: moje-sevom1020
4: najibhasani1004
5: akhlaqi1000
6: hadirahimi1000
7: negaresh1000
8: habibsarwari24
9: amini21
10: T_hasanzada16
11: azadiandeshe16
12: quliaquli15
13: NargisHashimi15
14: mirahmadLomani11
15: aghili11
16: mina10
17: dookhtareh-hazarah10
18: asifkarimi10
19: shear-sapid9
20: sedanews9

گروهاي کاربري
پنجاه عضو جديد

چت روم

چت روم
توجه! دسترسی فقط برای اعضای سایت.

دعوت به همكاري

در خصوص بند امير

 

بند امير تصميم دارد افراد شاخص موثر جامعه را از كل كشور و در هر  جاي ازاين كره خاكي كه باشد  بدون ملاحظات خاص  در حد توان  در يك فضاي دوستانه دنياي مجازي ،  گرد آورده  و به عنوان يكي از هم  سنگران خودش در عرصه نشر فرهنگ و ادب تشخيص وانتخاب نمايند دوستان كه مايل به همكاري باشد  مي تواند  ابتدا به بند امير ثبت نام نموده  سپس براي ارتباط هرچه بهتر وبيشتر با دوستان شان در بند امير در تماس شود   .

 

بند اميريك سايت علمي فرهنگي و تحليلي است  طبيعي است علم و فرهنگ بدون سياست ره بجايي نخواهد برد .  به همين علت اولويت با كساني قائل است كه گزارشات علمي و فرهنگي از داخل كشور و  مناطق مختلف و ولايات و يا ولسوالي ها ارائه نمايد . و ناظر بر اعمال و كردار دست اندر كاران محلي و منطقه اي و يا در سطح كلي كشور باشد در اين راستا ضمن گزارش صحيح و درست از وضع موجود انتقاد صريح و منطقي از عملكرد آن ها نموده  و با مطرح كردن  راهكار هاي مشخص و عملي زمينه اي هر نوع سو استفاده را از بين ببرند .  مسائل فرهنگي و اقتصادي كشور بيش از هر مسائل ديگر مد نظر قرار دهند.  اگر در انتخاب و نبود افراد واجد الشرايط از داخل دچار مشكل شديم  بناچار افراد را از خارج از آن منطقه در راستاي عملي كردن طرح سايت  استفاده خواهيم كرد . پس اين سايت در قدم اول از هر ولايت به يك مدير احتياج دارد . و در قدمي بعدي از هر ولسوالي يك  همكار انتخواب خواهند كرد . پس چرا شما دوست عزيز يكي از مديران ويا همكاران سايت بند امير نباشيد ؟ آري شما !!!

                             مديريت سايت بند امير

در سوگ استقلال !

 

عبدالشکوراخلاقی

هشتاد و نه سال قبل مردم افغانستان به آرزوي عزت و سربلندي وطن ،خود اراديت و ترقي در برابر استعمار انگليس رايت مبارزه را به اهتزاز در آوردند ، سنگرهاي شرف را برپا داشتند ، عزم را براي آزادي وطن جزم نمودند ، ايمان را در دفاع از ديانت قوي ساختند ، صف هاي مبارزه را فشرده گردانيدند ، چشم به آينده سربلند و عزتمند دوختند. مردم ما بيش از نيم قرن قبل در حالي پرچم مبارزه در راه آزادي را برافراشتند كه بخش اعظم نيم قاره آسيا در سلطه بلا منازع استعمار انگليس قرار داشت. استعمار گران سرمست از غرور پيروزي هاي بدست آمده ، تابيدن آفتاب را در پهنه فرمانروايي خويش جاودانه مي پنداشتند. ملت هاي تحت استعمار، استعمار زدگي را تقدير تاريخي و سرنوشت محتوم آسماني گمان مي نمودند. اما گسست اين زنجير از دامنه هاي پر غرور بابا و هندوكش ، ناقوس مرگ استعمار انگليس را در منطقه و جهان بصدا در آورد. نداي آزادي و رهايي را در منطقه طنين انداز گردانيد. در فرجام همين مبارزه آزادي بخش و ضد استعماري بود كه گليم استعمار انگليس از منطقه برچيده شد و مردم افغانستان افتخار پيشگامي در اين راه را كمايي نمودند. بدون كوچكترين ترديد مردم افغانستان در مبارزه با استعمار انگليس بزرگترين و شكوهمندترين حماسه ها را آفريدند و نقش سربلند و تاريخي را در راستاي مبارزات آزادي خواهان جهان ايفا نموده اند.



در سوگ استقلال !

عبدالشکوراخلاقی

هشتاد و نه سال قبل مردم افغانستان به آرزوي عزت و سربلندي وطن ،خود اراديت و ترقي در برابر استعمار انگليس رايت مبارزه را به اهتزاز در آوردند ، سنگرهاي شرف را برپا داشتند ، عزم را براي آزادي وطن جزم نمودند ، ايمان را در دفاع از ديانت قوي ساختند ، صف هاي مبارزه را فشرده گردانيدند ، چشم به آينده سربلند و عزتمند دوختند. مردم ما بيش از نيم قرن قبل در حالي پرچم مبارزه در راه آزادي را برافراشتند كه بخش اعظم نيم قاره آسيا در سلطه بلا منازع استعمار انگليس قرار داشت. استعمار گران سرمست از غرور پيروزي هاي بدست آمده ، تابيدن آفتاب را در پهنه فرمانروايي خويش جاودانه مي پنداشتند. ملت هاي تحت استعمار، استعمار زدگي را تقدير تاريخي و سرنوشت محتوم آسماني گمان مي نمودند. اما گسست اين زنجير از دامنه هاي پر غرور بابا و هندوكش ، ناقوس مرگ استعمار انگليس را در منطقه و جهان بصدا در آورد. نداي آزادي و رهايي را در منطقه طنين انداز گردانيد. در فرجام همين مبارزه آزادي بخش و ضد استعماري بود كه گليم استعمار انگليس از منطقه برچيده شد و مردم افغانستان افتخار پيشگامي در اين راه را كمايي نمودند. بدون كوچكترين ترديد مردم افغانستان در مبارزه با استعمار انگليس بزرگترين و شكوهمندترين حماسه ها را آفريدند و نقش سربلند و تاريخي را در راستاي مبارزات آزادي خواهان جهان ايفا نموده اند.

اگر از ذكر جزئيات مبارزه استقلال طلبانه مردم افغانستان صرف نظر نماييم و اهداف كلي و دور نماي عمده اين مبارزه را  و پس از آن ارزيابي نماييم كه آيا مردم به خواست هاي بر حق خويش دست يافتند ، به مسايل زير مي توان بصورت بسيار فشرده و درخور اين صفحه اشارت داشت :.

مشاركت عمومي يكي از ويژگي هاي بارز مبارزات استقلال طلبانه كشور مي باشد. تمام مردم افغانستان متشكل از تمامي اقوام و ساكنين آنان با علايق و گرايشات متعدد قومي ، زباني ، مذهبي ، ديني ، دارا و نادار همه در اين مبارزه شركت فعال و گسترده داشتند. تمايزات ياد شده هرگز مانع از آن نگرديد كه تماشا گرصحنه مبارزه بوده و خود را از انجام ايفاي رسالت خطير مبارزه در راه استقلال و آزادي وطن معاف بپندارد. يكي از دلايل موفقيت و پيروزي ماندگار اين مبارزات همين حضور يكپارچه و سراسري مردم مي باشد. آنان نه تنها در هنگام مبارزه با استعمار انگليس مي خواستند چنين اتحاد و هم بستگي حفظ گردد ، بلكه پس از پيروزي بر دشمن متجاوز باز هم مردم افغانستان برابر و برادر در كنار يكديگر زندگي با عزت و شرافتمندانه را ادامه دهند. بنا بر اين تمايزات و برتري جويي قومي ، زباني ، منطقه اي ، فرهنگي و مذهبي با عناوين دروغين اقليت و اكثريت ، برادر بزرگتر و برادر كوچكتر در راستاي مبارزات مردم ما كاملا مردود دانسته مي شد.اما چه سود كه پس از پيروز كساني ميراث دار مبارزات مردم گرديدند كه حتي براي يك لحظه رنج مبارزه را تحمل ننموده بودند و كساني داعيه دار استقلال گرديدند كه هيچگونه باوري به آزادي و برابري و برادري نداشتند. آنچه مغز و مخيله شان را پر نموده بود تعصبات ، خودخواهي ها ، تماميت خواهي ، و تبعيض و ستم بود.سلطه و سيطره چنين عناصري بر مدار سياست و حكومت كه تا هنوز هم ذنابه هاي آن باقي است ، موجب گرديد كه دست آوردهاي مبارزه به نفع قوم و تبار خاص جلوه گردد و ديگر مردم اين كشور به زاويه و حاشيه رانده شوند.  

استقلال و ترقي افغانستان از آرزوهاي ديگر بلند و سراسري مردم ما محسوب مي شد. افغانها براي رسيدن به استقلال و ترقي كه زندگي با عزت و شرافتمندانه را اقتضا مي نمود دست به مبارزه زدند. آنان مي خواستند كه بند هاي بردگي و دوران هاي سياه عقب ماندگي را براي هميشگي از صفحه حيات خويش زايل سازند. بدون شك استقلال و ترقي وطن نيز هنگامي ميسر بود كه علاوه بر بيرون راندن اشغالگران انگليسي ، حكومت قابل قبول كه از خصوصيات برتري جويانه و خودكامانه بدور باشد اداره كشور را بعهده گيرد. به معني ديگر حكومت آينده كه ميراث دار مبارزات آزادي خواهانه مي باشد بايد آيينه تمام نماي ساكنين اين كشور بوده و راه را براي شكل گيري يك ملت واحد و سيستم و اداره مستقل و مردمي هموار سازد. اما سوگمندانه كه پس از پيروزي فقط در طليعه بسيار كوتاه از عمر بلند اين سرزمين حكومت ترقي خواهانه امان الله خان درخشيد. دولت مستعجلي كه بر اثر دسايس استعمار انگليس و عوامل داخلي اش با شعار هاي فريبنده و بر انگيختن احساسات ديني مردم بزودي جاي خود را به حاكميت هاي نا مردمي و ضد ملي ، استبدادي و تبعيض گرا سپرد. با ظهور حاكميت هاي خود كامه و قومگرا تمامي آرزوها و اميد هاي مردم افغانستان براي استقرار حكومت ملي و ترقي خواهانه به ياس بدل گرديد. تداوم سلسله حكومت هاي نالايق و وابسته به استعمار و متكي به گرايشات قومگرايانه و متوسل به تفرقه اجتماعي و تعصب سبب گرديد كه افغانستان براي صدها سال از كاروان تمدن و ترقي عقب بماند و حتي مصائب و بحران هاي بس سهمگين را ببار آورد. به معني ديگر اميد و آرزوي مردم افغانستان در اين باره حتي تا شرايط كنوني كاملا بريده شد و زمينه استقرار حكومت ملي و خدمتگذار سلب گرديد.

همانطور كه ياد آوري گرديد ترقي و انكشاف كشور از آرزو ها و خواست هاي ديگر مردم ما در راستاي كسب استقلال كشور بود. مردم ما مي خواستند كه افغانستان هم چون بسياري از ملت هاي سربلند ديگر نان خود را از نيروي كار و توليد خود بدست آورد. زراعت و صنعت كشور بوسيله فرزندان اين مرز و بوم به پيش برده شود. ديگر براي بدست آوردن لقمه نان دست نيازبه درگاه ديگران دراز ننمايد. افتخار شرم آور و فخر فروشي هاي وقيحانه زمامداران بر مردم ديگر اين نباشد كه مدعي شود من براي شما مردم به كشور هاي خارجي بگدايي رفته ام. اما چه سود كه اين آرزوي مردم نيز به دليل حاكميت هاي نالايق به ناكامي مواجه گرديد. زراعت و صنعت در كشور نه تنها رونق نگرفت ، بلكه بصورت كاملا عامدانه اقدامات اوليه براي رشد و پاي گيري صنعت در كشور با سياست ها و اقدامات غرض آلود از بين برده شد.

اعتلاي فرهنگ و دانش بخش ديگري از آرمان هاي مردم ما بود كه بدون اعتلاي فرهنگ و دانش حفظ استقلال و تداوم زندگي با عزت غير ممكن مي باشد. افغان ها آرزو داشتند كه روزي بار ديگر كشور شان شاهد درخشش چهره هاي شاخص و پرآوازه فرهنگ و دانش باشد. گرد و غبار هاي نشسته بر ذخاير بزرگ و فراموش شده گذشته بر طرف گرديده و به ياد آورده شود. دروازه هاي علم و دانش ، رونق فرهنگ و هنر بار ديگر بروي خاص و عام در منطقه و جهان گشوده گردد. ولي جاهلاني كه به اثر دسيسه و نيرنگ ميراث خوار مبارزات استقلال طلبانه گرديدند فرهنگ و دانش اين كشور را نيز نابود ساختند و زمينه رشد و اعتلاي آن را براي قرنهاي متمادي محو ساختند. آنان با تحميل سنت ها و پندار هاي عقب مانده و ما قبل تاريخ قبيله اي موجب گرديدند كه درخت علم و دانش در اين سرزمين پاي نگيرد. آنان با شيوه هاي زمين سوخته ، كشتزار علم و فرهنگ ، هنر و ادب را نيز سوختاندند. امروز افغانستان در واقع در سوگ و ماتم چنان ستم هاي ظالمانه و غير انساني و ضد فرهنگي و مغاير با دانش حكومت ها و سلسله هاي خودكامه مي باشد. حتي مي توان بصراحت ادعا كرد كه هم اكنون نيز چنان سياست هاي غرض آلود و عقب گرا در سياست اداري و فرهنگي كشور به شدت دنبال مي گردد.

عقب ماندگي مفرط و ذلت باري كه اينك دامنگير زندگي جمعي افغانها گرديده است در واقع جايي براي تجليل از استرداد استقلال باقي نگذاشته است ؛ بلكه در چنين روز هايي بايستي در سوگ و ماتم استقلال و از دست رفتن دست آورد هاي مبارزات فرزندان راستين اين كشور نشست و گريست. درست آنست كه بجاي تجليل هاي كاذب و رياكارانه از اين روز در مراسم هاي علني پر زرق و برق و يا در درون حرمسرا هاي بجامانده از حكام جور در هاله اي از خوف و ترس ، لحظه اي بخود آمده و از خود بپرسيم كه افغانستان با گذشت هشتاد و نه سال از استرداد استقلال اكنون در كجاي تاريخ ترقي و انكشاف ملت ها ايستاده است ؟ مردم افغانستان از مجموعه خواست ها و آرزو هاي بلند براي دست يابي به زندگي با عزت و سربلند اكنون در سفره بي رنگ خود جز فقر و ياس چه چيزي ديگري را شاهد است ؟ خانه آبادان فرهنگ اين مرز و بوم كه زماني زبانزد شرق و غرب بود اكنون جز ويرانه چيست؟ در فضاي چنين خانه اي كه هنگامي سروش آزادي و آزادگي ، برابري و برادري بگوش مي رسيد ، اكنون به جز زمزمه شوم و آزار دهنده تعصب ، جزم انديشي و دسيسه تحميل سنت ها و پندار هاي قومگرايانه چه چيزي ديگري بگوش مي رسد؟ آيا فخر فروشي هاي كاذب كه سعي در پوشاندن فقر، درماندگي ، ذلت ، وابستگي ،تفرقه ، تبعيض ، زندگي قبيله اي ، عدم شكل گيري وحدت ملي ، تخريب و دسيسه ، نيرنگ و تزوير ، فساد و برتري جويي و.... دارد مي تواند لحظه اي به ما آرامش و خوش بختي عطا كند ويا از اين وضعيت فلاكت بار نجات بخشد؟ آيا با توجيه اينكه افغانستان طي سه دهه بحران به ويراني و تباهي كشانيده شده است مي تواند اذهان را از دست رفتن دست آوردهاي مبارزات استقلال طلبانه منحرف سازد و تغييري در اصل مسئله بوجود آورد؟ بگمان نويسنده هيچ عاقلي براي اين پاسخ ها نمي تواند جواب مثبت بدهد مگر اينكه جاهل باشد و يا قصد فريب و نيرنگ داشته باشد تادر سايه نيرنگ و فريب براي صد ها سال ديگر عزت و استقلال اين مردم را بازيچه قدرت طلبي و برتري جويي قومي خود قرار دهد! بدين جهت است كه بايد گفت در سوگ استقلال نشست !

ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 30 اسد (مرداد)، 1387 توسط akhlaqi
 
 

پیوندهای مرتبط

· مطالب بیشتر در مورد
· سایر مطالب نوشته شده توسط akhlaqi


پربازدیدترین مطلب در زمینه :
خشونت بر زنان از سلطه طالبان تا اكنون

امتیاز دهی به مطلب

امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

انتخاب ها


 اين نوشته را چاپ کنيد اين نوشته را چاپ کنيد

نام: | کاربر جدید |

موضوع:
 
نظرات:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : yed85guy
تايپ کد امنيتي :

لطفآ کد امنيتي را در بالا داخل فيلد وارد نماييد


[ بازگشت ]

سایت بند امیر تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد.


Bandamir.com- Based on PHP-Nuke CMS - Designed and Developed by Faiz Haidari