افغانستان سکوی استفاده جویی و پرش !
عبدالشکوراخلاقی
در واژگان های سیاسی ، تاریخی و اقتصادی برای افغانستان واژه های متعددی بکار رفته است : قلب آسیا، سرزمین اقوام ، گذرگاه جهان گشایان ، چهار راهی آسیا ، کلید یک قاره و .... کاربرد این واژه ها ممکن است در موارد و زمان خود درست بوده باشند ، اما در عصر جدید باید یک واژه یا عنوان تازه تری را هم به آن ها اضافه نمود ؛ این واژه یا عنوان " افغانستان ، سکوی استفاده جویی و پرش " می باشد.
واقعیت تلخ اینست که در طول تاریخ با زندگی و سرنوشت مردم ما بازی شده است . حال کسانی که زندگی و سرنوشت مردم ما را به بازی گرفته اند یا قدرت های جهانگشا بوده اند و یا زمامداران خود کامه داخلی . اینکه چه کسی و چگونه با سرنوشت مردم ما بازی نموده است به حال مردم ما فرقی نمی کند. درد و مصیبت اینست که مردم ما هرگز فرصت این را نیافته اند که خود بصورت واقعی سرنوشت خود را رقم زنند و یا چگونه زندگی کردن را انتخاب نمایند. روزگاری سرنوشت و زندگی ما در گرو تهاجم و یورش لشکر گشایانی قرار داشت که برای گسترش قلمرو آنان ، سرزمین ما جولانگاه شان قرار می گرفت. هنگام دیگر زمامداران و خودکامگان داخلی غرض اشباع غریزه و حس قدرت جویی و تمامیت خواهی فردی و قومی بر توسن قدرت طلبی سوار گردیده و بصورت لجام گسیخته هستی و نیستی مردم را مورد تعرض قرار می دادند. در هنگامه دیگر عمال و دست نشاندگان بیگانه برای رضایت خاطر اربابان خارجی خود با سرنوشت و آینده این کشور بازی نمودند.
اما اینک در عصری که به آن لقب عصر دموکراسی داده اند باز هم سرنوشت و آینده این مرز و بوم بگونه ای دیگر مورد بازیچه قرار گرفته است. بازی که بسیار ماهرانه طراحی گردیده و بازی گران آن با هنرمندی به بازی مشغول اند. با پدید آمدن بحران های چند ساله و رسوخ لشکر سیاه تروریزم و دهشت افگنی صدها پیامد شوم دیگر نیزبه این سرزمین رسوخ نمود. با مورد توجه قرار گرفتن افغانستان بنام مبارزه با تروریزم و تعمیم یا گسترش دموکراسی در آن و توسعه اقتصادی و اجتماعی هر طیف و قماش سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، نظامی و.... حضور خود را در افغانستان تثبیت نمودند. اگر در دوران بحران جنگجویان چچنی ، چینایی ، عربی و حتی غربی بنام ترویج شریعت افغانستان را لانه خود ساخته بودند ، اینک کسانی دیگر با رنگ های دیگر و جذاب تر از گذشته بنام مبارزه با تروریزم و کمک به مردم افغانستان در این خاک حضور پیدا کرده اند. علاوه بر این برخی عناصر و افراد و سیاست مداران داخلی نیز با شگرد های تازه دنیا آشنایی پیدانموده و خود را به صبغه دیگران در آورده و صد ها داعیه دیگر را علم نموده اند.
حقیقت تلخ جامعه امروزی افغانستان اینست که رشته امور از دست مردم ما گرفته شده است. اینکه چه علل و عواملی در این زمینه دخالت دارند باید در فرصت دیگر بدان پرداخت. اما روایت واقعیت تلخ جاری اینست که اکنون افغانستان سکوی استفاده جویی و پرش شده است. این موضوع را می توان از جنبه های مختلف مورد ارزیابی قرار داد :
بسیاری از کشور های عضو جامعه جهانی به بهانه مبارزه با تروریسم ، در واقع از این شعار در پی اهداف اقتصادی خود در منطقه و تامین هزینه های تبلیغاتی و سیاسی خود می باشند. برای نمونه می توان تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری امریکا را نام برد که نامزد های آن با اشاره به اوضاع افغانستان و تاکیدات ویژه که فقط جنبه مصرف تبلیغاتی دارد از اوضاع و سرنوشت ما برای تمرکز افکار عمومی مردم امریکا بسوی خود استفاده می نمایند. از جانب دیگرافغانستان ، امروز سکوی رقابت های اقتصادی و سیاسی اروپا و امریکا هم قرار گرفته است. این موضوع را می توان در بر انگیخته شدن چالش ها و تشنج های که در مورد اعمال روشهای مختلف و نحوه برخورد با مخالفین مشاهده کرد. اروپایی ها سعی دارند که با روشهای مسالمت آمیزتر به اهداف خود برسند ، ولی امریکایی ها اندکی از خصلت نظامی گری کار می گیرند. اما هر کدام شان اهداف خود را در نظر دارند که هیچ ربطی به سرنوشت مردم و کشورما ندارد.
از جانب دیگر افغانستان امروز بازار مصرف خوب و قابل اطمینان شرکت های تولید اسلحه و کالا های بی کیفیت اقتصادی شده است . بر هیچ کس پوشیده نیست که طالبان و القاعده خود دارای زراد خانه نیستند که دست به تولید سلاح برای جنگیدن بزنند . بنا براین مجبور اند که سلاح های مورد نیاز را مستقیم یا غیر مستقیم از طریق واسطه ها از کار خانه های تولید اسلحه در غرب بدست آورند. در قسمت مخالف آنان کار خانه های تولید کننده اسلحه از طریق کشور های مربوطه خود سلاح های زنگ زده و از کار افتاده خود را بنام کمک نظامی به افغانستان وارد کشور می نمایند. همینطور ورود بی رویه کالا های اقتصادی جهان سرمایه امروز کشور را به بازار مصرف قابل اطمینانی مبدل ساخته است. از آب خوردن تا موتر های از رده خارج شده و غیر استاندارد و پوشاک همه از خارج وارد افغانستان می گردد. یک بررسی کوتاه از وضعیت فعالیت های بانک ها در کشور و سرمایه گذاری آنان در خارج از کشور نشان میدهد که چقدر سرمایه از کشور خارج گردیده و در بیرون از کشور سرمایه گذاری می شود.
در عرصه داخلی نیز عناصر و افرادی فرصت طلب وجود دارند که از موقعیت جاری برای پرش به اهداف خویش بخوبی با زندگی مردم بازی می نمایند. این وضعیت هم در عرصه سیاسی قابل مشاهده است و هم در عرصه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی . بسیاری از مقامات کنونی در خارج از کشور فروشنده و کارگر ساده رستوران ها بوده اند یا نهایتا کارمند عادی یک شرکت خارجی . اما امروز در افغانستان به مدد واسطه ها و روابطی که داشته اند و حمایت های سیاسی و تبلیغاتی که از آنان صورت گرفته و می شود توانسته اند به مقامات عالی دست یابند. طبیعی است که موقعیت جدید شان زمینه اقامت و پناهندگی دائمی خود و اذناب شان را در خارج قائم گردانیده است. بنا بر این در صورتی که حس نمایند اوضاع بر وفق مراد نبوده و خطری موجودیت شان را تهدید می نماید بدون کدام مشکل جدی جان خود را از مهلکه بیرون کشیده و مردم ستم زده را در میان بحران و خطر ها تنها می گذارند. متاسفانه این شیوه غیر انسانی را می توان در میان برخی از نمایندگان مجلس و ژورنالیست ها هم مشاهده نمود. بعضی از آنان سعی نموده اند که با ماجراجویی زمینه پناهندگی و خروج از کشور را برای خود فراهم سازند.
روی هم رفته وضعیت جاری در کشور بسیار تاثر آوراست. تمامی بنیاد ها و معیار های انسانی و دینی فروپاشیده است. همه چیز وسیله شده است برای هدفی که هیچ معلوم نیست چیست و بکجا منجر خواهد شد. هرکسی سعی دارد که دیگری را پله و پلی سازد برای عبور خود. آیا با این روحیه و زمینه می توان امیدوار بود که جامعه سامان یابد؟ آیا در این صورت خوش بختی روی خود را به ما نشان خواهد داد ؟
ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 21 اسد (مرداد)، 1387 توسط akhlaqi |