بنام خداوند عقل وخرد .م. لومانی . هزاره ، ای بغض نشسته بر گلون تاریخ معاصر کشور من ، ای فریاد بلند بالای تاریخ خونین وحشت اباد سکوت ، و هزاره ای سکوت مطلق ، پوسیده در سکوت و ای فرجام عصیان ، عصیانی همچون کاوه اهنگر . هزاره ای پیکر میخکوب شده بر صلیب استبداد و ایستاده برچهار سوی تاریخ ادمیت، ای وارثین قافله خون بار شهادت و مظلومیت ،ای اسطوره صبر ، نماد استقامت ، ای مظهر ساده گی ،ای کوه ایمان و ای دریای امانت داری و اعتماد و... وای مظلوم ترین ملیت در میان ملیت های مظلوم . درباب ظلم ، جفا و استبدادی که بر تو رفته است به هر اندازه که بنویسم ،کم نوشته ام . من و قلمم خیلی کوچکتر از آنیم که درد های بی پایان چندین صده ترا باز گو ئی بنما ئیم . همین قدر بگویم که گاهی ترا در میان دره هاو قله های سربه فلک کشیده مناطق هزاره جات ، فرزندان خون خوار جهالت و استبداد قتل عام نمودند و گاهی در کوچه پس کوچه های شهر های این سر زمین دست به غارت و کشتار دسته جمعی فرزندان تو یازیدند . جنایتی بر تو رفته است که قلم از شرح ان خجالت دارد و دستان جنایت همواره از یک استین بوده است ، استین جهالت واستبداد مذهب وقبیله .
ابعاد تخریب تکفیر وتحقیر بر تو درربعضی مقاطع تاریخ انقدر وصیع و مخرب بوده است که لشکر های ایلجاری از میان دوست ودشمن ،از میان خودی وبیگانه از شمال و از جنوب ،از شرق و غرب در پی تاراج تو کمر میبندند و به عنوان شیعه ،هزاره ،رافضی و کافر به سلاخی ات میپر دازند . مردانت را میکشند ،زنان و کودکانت رابه اسارت میبرند و برده وار به حراج میگزارند . زمین وداریهایت را به یغما میبرند و ان تعداد از فرزندانت که زنده میمانند به عنوان برده ونیروی کار بر زمین های غصب شده انها، از انها استفاده بعمل میاورند .مسافرینت را در پای هرده وقصبه گردن میبرند و...
....و امروزت نیز تلخ تر از دیروزت . دیروز با شعار عریان درجبهه مستقیم با اعلان جهاد عمو می وامروز با لفا فه دموکراسی ،حقوق بشر و مدنیت ،انچه که بر فرزندان ملیت هزاره در دامنه های کوه با با رفته است کجایش به دموکراسی و حقوق بشر میماند و این است سایه استبداد ،اعمال زور گوئی و جنایت .ملث شوم باند مافیائی مواد مخدر ،نیروهای تروریستی القاعده و باند فاسیشتی قبائل استبداد ،طراحان فتنه انگیز این جنایت خونبار . و این است که در پروسه تداوم حیات وزنده گی در سر زمین افغانستان برای ملیت ومردم هزار ه هیج نوع اطمنان و تضمینی وجود ندارد تا گزشته های تلخ تاریخی تکرار دوباره نگر دد و تنها ترین تضمین و اطمنانی که در این عرصه میتواند وجود داشته باشد ،همانا بیداری ، تحرک و هوشیاری نسل جدید این ملیت میتواند باشد . نسل کنونی ملیت هزاره مسئولیت عظیم تاریخی را بر دوش دا رند . چه انهائی که در داخل کشورند و چه انها ئی که رخت مهاجرت و اواره گی برتن نموده اند انهائی که در داخل اند،پاسداران حریم حیثیت ،شرف،اقتدار وعزت ملیت شان باشند و انهائی که درخارج از کشور به سر میبرند سفیرانی باشند در جهت فریاد رسانی مظلومیت مردم هزاره ،با نبشته ،ترجمه و..و..فریاد مظلومیت مردم مان را به گوش جهانیان برسانند . روشن فکران و مترجمین ما ن در این عرصه مسئولیت بس عظیم انسانی را بر دوش دارند ، که دفاع از ملیت هزاره دفاع از عدالت است و ازادی ،دفاع از مظلومیت است ،نی زوزه کفتار گونه قبایل استبداد وادمه دهنده گان را فاشیستی انها و این است که دفاع از عدالت وازادی و در کنار محرومین بودن همت میخواهد ومردانگی و...
"
ارسال شده در مورخه : يكشنبه، 20 اسد (مرداد)، 1387 توسط
moje-sevom