عبدالشکوراخلاقی: 
سال جاری اندک اندک روز های پایانی خود را پشت سرمي نهد و برای آغاز سال جدید لحظه شماری شروع گردیده است . از منظر طبیعت امسال نیز ، چون سالهای گذشته ، با سپری نمودن عمر خویش و پیر شدن ، جای خود را به سال تازه میدهد . رخت زمستانی از تن طبیعت برکنده شده ، شکوفه ها و سبزه ها درختان و زمین را مسطور می گردانند . نسیم خنک زمستانی جای خود را به وزش دلنواز و شمیم خوش بهاری میدهد . در نهایت سالی بر سالهای عمر جهان و هر آنچه در او هست افزوده می گردد .
افغانستان در سالی که گذشت !
عبدالشکوراخلاقی
سال جاری اندک اندک روز های پایانی خود را پشت سرمي نهد و برای آغاز سال جدید لحظه شماری شروع گردیده است . از منظر طبیعت امسال نیز ، چون سالهای گذشته ، با سپری نمودن عمر خویش و پیر شدن ، جای خود را به سال تازه میدهد . رخت زمستانی از تن طبیعت برکنده شده ، شکوفه ها و سبزه ها درختان و زمین را مسطور می گردانند . نسیم خنک زمستانی جای خود را به وزش دلنواز و شمیم خوش بهاری میدهد . در نهایت سالی بر سالهای عمر جهان و هر آنچه در او هست افزوده می گردد .
اما با تغییر طبیعت و فصل ، آیا در حیات و زندگی ما نیز تغییری پیش آمده است ؟ وضعیت زندگی ما در سالی که گذشت چگونه بوده است ؟ در سال گذشته مردم ما تا چه میزان توانستند که به نیاز ها و ضرورت های زندگی خویش دست یابند ؟ حکومت طی سال گذشته چه خدمت هایی را به جامعه عرضه داشته است ؟ نمایندگان مردم در ولسی جرگه و مشرانو جرگه چه کار نامه ای را ثبت وضبط نموده اند؟ دستگاههای عدلی و قضایی ، تا چه اندازه موفق شدند که به درستی عدالت ورزند و منصفانه داوری نمایند ؟ دستگاههای امنیتی ، تا چه حد قادر گردیدند که امنیت جانی و مالی و روانی جامعه را برآورده سازند ؟ آیا اردوی ملی و پولیس ملی توانست که از بغاوت و خریب و آتش افروزی دشمنان وطن جلوگیری بعمل آورند ؟ و.... سر انجام اینکه سال 1386 برای مردم افغانستان چگونه سالی بود ؟ از منظر سال پیرار ، سال آینده را چگونه می توان دید ؟
پاسخ دادن به چنین سوال های در شرایطی بسیار ساده و آسانست و در مواردی نیز دشوار می نماید . خصوصا اگر پاسخ چنین سوالهایی با حس مسئولیت همراه باشد و تنها به اقناع ذهن مردم تکیه نگردد ، جواب این پرسشها دقت بیشتر و مسئولیت بیشتری را می طلبد .
در یک نگاه گذرا و چشم انداز سطحی چنین به نظر می رسد که اوضاع سال گذشته چندان بد نبوده است . در زمینه های مختلف تلاش های صورت گرفته است . بسیاری از این تلاش ها به نتیجه هم رسیده است . هر چند که وضعیت عمومی از اثر نا امنی ها کم و بیش متاثر بوده است . ولی این نا امنی ها بدان حد نبوده که موجب نگرانی در باره اوضاع گردد . در عرصه تامین امنیت کوشش برای آموزش و تکمیل نیروهای امنیتی و پولیس و اردو جریان داشته است . وضعیت امنیتی کشور با همه تلاشهای که از سوی دشمنان صورت می گرفته است نسبتا روند مثبتی داشته است . در زمینه باز سازی هم طرحهای تدوین و برخی طرح ها به مرحله اجرا درآمده است . در این راستا برخی کمک ها بدست آمده و تلاش است که کمک های بیشتری در این باره بدست آید . هم چنین وعده همکاری بعضی از کشور ها نیز گرفته شده است . نفس این موضوع که طی سال گذشته حکومت توانسته است برخی از پروژه های خود را پیش ببرد نشانه موفقیت دولت محسوب می گردد . هم چنین افغانستان توانسته است که موقعیت خود را در نزد کشور های جهان خصوصا جامعه جهانی که در افغانستان حضور دارند حفظ نماید . چنین دید گاهی که نسبت به روند اوضاع نگرش خوش بینانه دارند معمولا از سوی حکومت و طرفدارن حکومت ارائه می گردد . چنانچه از خود رئیس جمهور تا معاونین و وزراء و دیگر مقامات حکومتی در مصاحبه ها و سخنرانی های شان بر آن تاکید می دارند .
در نقد این دیدگاه در وهله نخست می توان گفت بیش از حد خوش بینانه می باشد . یعنی تمام صفحه را به یک رنگ روشن می توان دید . بعد اینکه در این نگرش و دیدگاه سعی میگردد که با ابراز خوش بینی ها دو هدف اساسی بدست آید : هدف اول حفظ اتوریته و موقعیت حکومتگران در ذهن عموم و افکار عامه . هدف دوم کمرنگ نشان دادن ضعف ها و ناتوانی ها . چنانچه گفته می شود که افغانستان پس از سه دهه جنگ و نا امنی اکنون در سطح مطلوبی از وضعیت سیاسی و اجتماعی قرار دارد . در ادامه باید افزود که چنین نگرش مثبت و خوش بینانه ای را نمی توان از بنیاد و اساس منتفی دانست . بدون شک در طی چند سال گذشته ، از جمله سال گذشته اقداماتی در جهت بهبود اوضاع صورت گرفته است . گامهای در راه باز سازی و نوسازی بر داشته شده است . نهاد ها و ساختار های در جامعه و حکومت پای گرفته است . در هیچ یک از موارد فوق جای تردید و بحث وجود ندارد . اما جای این سوال هم باقی است که کار های صورت گرفته و اقدامات انجام یافته و ادعا های بیان شده حد نهایی ظرفیتی بوده است که باید طی یک سال انجام می شده است ؟ اگر چنین باشد ، خود این مسئله یک ضعف ریشه ای است . این ضعف بر می گردد به فقدان ظرفیت و توانمندی . اگر چنین نیست ، ظرفیت و توانمندی بیشتری از این وجود داشته است ، ولی بنا به دلایل و معاذیری سطح ظرفیت ها و توانمندی ها افزایش نیافته است . باید پرسید که مسئول این وضع کیست ؟ چرا نسبت به چنین ضعف های شفافیت و اطلاع رسانی وجود ندارد که تلاش در توجیه و سرپوشیدن آن وجود دارد ؟
دیدگاه دومی که در رابطه با وضعیت سال جاری وجود دارد دیدگاه انتقادی است . از این نگرش وضعیت سال جاری در مجموع روند مطلوبی را نداشته و فاکت های منفی بر فاکت های مثبت می چربیده است . البته این د یدگاه به نظرگاههای متفاوت تقسیم می شود . اما در یک مورد اتفاق نظر وجود دارد ، این اتفاق نظر عبارتند از غلبه فاکت های منفی بر فاکت های مثبت . هم چنین تحلیل و ارزیابی که از اوضاع صورت می گیرد بیشتر بر جنبه های انتقادی آن متکی است . آنان بر این باور اند که با برجسته ساختن ضعف ها و ناکار آمدی ها می توان شفافیت را بوجود آورد . ظرفیت های موجوده را آشکار ساخت و دولتمردان را وادار به این نمود که در پی رفع کمبود ها و ضعف های خود باشند . البته این همه به مفهوم نا دیده انگاشتن جنبه های مثبت دست آورد ها نیست . در نگرش انتقادی ممکن است تحلیل ها و برداشت های افراطی نیز وجود داشته باشد که مانند نگرش خوش بینانه نخست همه صفحه را یک رنگ و تاریک ببینند .
از این منظر دست آوردهای حکومت و یا وضعیت جاری با توجه به سیاست های اعلام شده چندان با موفقیت همراه نبوده است . این بحث را می توان بصورت مشروح تربیان داشت : در عرصه دولت سازی هرچند که در قسمت نهاد سازی و تصویب لوایح و قوانین گامهای برداشته شده است ، اما متاسفانه این نهاد سازی از شفافیت و بنیاد های مستحکم برخوردار نمی باشد . ضمنا طی سال گذشته شدید ترین موضع گیریها میان قوای سه گانه نظام به میان آمد . بسیاری از لوایح تصویب شده مجلس شورای ملی توسط رئیس جمهور توشیح نگردید و برخی از طرح های ارائه شده از سوی حکومت و رئیس جمهور بوسیله شورا تصویب نگردید . طي سال گذشته بيشترين رويايي ميان قوه مقننه و مجريه سپري گشت . هردو قوا سعي در تضعيف يكديگر نموده و اعتبار اجتماعي و سياسي خود را كاملا در منظر عامه زير سوال قرار دادند . نهاد هاي تازه ايجاد شده و يا نو سازي نهاد هاي سابق حكومت فاقد كار آيي بوده و حتي بسياري از آنان نتوانستند كه بودجه عادي خود را به درستي به مصرف رسانند . فساد اداري و رشوه ستاني همچنان پاي بر جا بوده و روز بروز ساختار حكومت را از درون مانند خوره در حال پوساندن است. بسياري از مناطق دور دست از كنترل حاكميت دولتي خارج بوده و توسط زورمندان و ريش سفيدان و متنفذين محلي اداره مي گردد . در برخي مناطق حتي چنين ذهنيت ايجاد گرديده طالبان در حل و فصل قضايا از حكومت قاطع تر و جدي تر عمل مي نمايند . هر چند كه رئيس اين نوع حاكميت متنفذين و زور مندان محلي را نوعي مردم سالاري خوانده است ! توجيه نارسا و كوشش بي موجب درپوشاندن ضعف ها ! در عرصه امنيت متاسفانه بجز شهر هاي بزرگ ساير مناطق از امنيت كافي برخور دار نمي باشد . ترور و انفجار از دور دست ترين مناطق تا چند قدمي استقرار رئيس جمهور گسترش يافته است . با آنكه تلاش بسياري صورت گرفته و هنوزهم ادامه دارد تا طالبان به رسميت شناخته شوند مگر طالبان با قاطعيت مذاكره و اشتراك در قدرت را رد نموده اند . در زمينه باز سازي با اقداماتي بسيار اندكي كه روي دست است ، مگر توازن اجتماعي و منطقه اي در نظر گرفته نشده است . فقر و بيكاري شديد و اختلاف طبقاتي ميان ثروتمندان مافيايي و مردم زحمت و محروم روز بروز ازدياد يافته و چهره كريه آن نمايان تر مي گردد ؛ يا به معني ديگر سيما و چشم انداز دموكراسي را در كشور بد يمن ساخته است . در گستره وحدت سياسي و اجتماعي متاسفانه سنگ بنا هاي بسيار نادرست و بدعت هاي خطرناكي بنا گذاشته شد كه با صد تاسف حكومت در اين انحراف گام نخست را گذارده است . اين انحراف از طرق مختلف كار گذاشته شده است: از طريق ايجاد فاصله و تفرقه ميان اقوام با تمويل و تحريك برخي عليه عده ديگر ، دامن زدن به تعصبات زباني و قومي و دفاع از قوميت خاص . و....
روي هم رفته مي توان گفت كه سال گذشته با آنكه مي توانست براي افغانستان سال نيك و پر از دست آورد باشد ولي متاسفانه چنين نشد و سالي خونين و پر از درد سر و نگراني براي مردم سپري گرديد . ميان انفجار ها و كشتار ها و آدم ربايي هاي صورت گرفته در طي سالجاري تقريبا به هر روز يك مورد بشمار مي آيد . با چنين وضعيتي نسبت به سال آينده زياد خوش بين بود . هر چند كوشش مي شود كه قدرت مندان حاكم براي حفظ قدرت و برنده شدن در انتخابات آينده كوشش مي نمايند كه وضعيت را نورمال و مثبت تعريف نمايند . ولي حقايق و واقعيت هاي تلخ روشنتر و واضح تر از آنست كه بتوان آن را از ديد عموم پوشانيد . يكي از مهم ترين نگراني ها و فاكت هاي منفي سال گذشته براي افغانستان اين بود كه اجماع منطقه اي و جهاني را از دست داد . ديگركشور هاي منطقه به دلايل متعدد حاضرنيستند كه با افغانستان ابراز همدردي نمايند .يا اينكه سربازان خود را بصورت داوطلبانه به افغانستان اعزام دارند . اين وضعيت اگر سال آينده هم ادامه يابد نسبت به ثبات اوضاع نگراني جدي بوجود خواهد آمد . حال اينكه سال آينده چه وضعيتي فرا روي مردم قرار خواهد گرفت بايد منتظر ماند .