ابرهای سفید فام با لکههای خاکستری رنگ، بعد از یک آبیاری پر طراوت و حیات بخش، همچون باغبان صبوری بار و بسادش را جمع نموده و آهسته و آهسته فضای ابی آسمان را ترک نموده و در ان دور دستها از نظر ناپدید میگشتند. هم زمان با آن خورشید با تمام لطافت و مهربانی لبخند زنان گرمای متبوع و دل انگیز خویش را برای ما زمینیان به اهدا میگیرد. من که در پشت پنجره خانهمان نشستهام با خود میاندیشم: اگر بذل و بخشش قطرات حیات بخش باران از جانب ابرها را همچون بخشش پدر گونه تصور نماییم؛ بدون شک تفقد خورشید خانم نیز جز همان لبخند حیات بخش و سرشار از کیف و لذت مادر، چیزی دیگری نمیتواند باشد...
مجلس سنای افغانستان مداخلهی شماری از کشورهای همسایه را مانع ساخت ذخیرهگاههای آبی و تولید برق در خاک افغانستان میداند. سناتوران این مجلس میگویند هرچند افغانستان بیشترین منابع آبی را در اختیار دارد ولی به دلیل نبود ذخیرهگاههای آبی تنها 25 درصد از آب دریاهای کشور مورد استفاده قرار میگیرد. نشست روز گذشتهی مجلس سنای افغانستان که به موضوع بیرون شدن آبهای افغانستان به کشورهای همسایه و عدم استفاده از آن در خاک افغانستان، اختصاص یافته بود، سناتوران حکومت را در ساخت ذخیرهگاههای آبی برای آبیاری و تولید برق ناتوان خواندند.
همزمان با تجليل از هشتم مارچ، صدمين سالگرد روز بينالمللي زن، كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان از جامعه بينالمللي و سازمان ملل خواهان توقف تلاشها براي ايجاد نهادهاي موازي با نهادهاي عدلي و قضايي در افغانستان شده است. سيما سمر، رييس كميسيون حقوق بشر افغانستان كه روز گذشته در همايش مشترك اين نهاد با نمايندگي سازمان ملل (يوناما) و ماموريت اتحاديه اروپا در افغانستان به منظور تجليل از هشتم مارچ و بررسی چگونگي تطبيق قانون محو خشونت عليه زنان شركت كرده بود، گفت برخي همكاران بينالمللي افغانستان تلاش دارند تا فعاليت جرگهها و شوراهاي محلي را كه زمينهساز تخطيها و خشونت هستند، قانوني سازند.
هر روز صبح زود با صدای ماری جان از خواب بیدار میشدم. گر چند خواب صبح کیف خاص خودش را داشت. خیلی دلم میخواست تا باز هم یک کمی به درون لحاف ام دراز بکشم. اخ مگر این ماری لعنتی میگذاشت... جعفر، چرا مثل مرده ها افتاده یی! مگر کر هستی زود باش بلند شو. هله زود باش کفش ها را رنگ بزن ... ان چه که بیشتر باعث آزارم میگردید این بود که، ماری جان در خیلی مواقع صبح ها با نوک پایش تکان ام میداد تا از خواب بیدار شوم. گاهی به این عمل وی اعتراض میکردم: ماری جان مگر من توله (جوجه سک) هستم.... اما وی اصلا توجه یی به اعتراض ام نداشت.
گدایان بهر روزی طفل خود را کور میخواهند طبیبان دائما مخلوق را رنجور می خواهند همیشه مرده شویان راضی اند برمردن مردم بنازم مطربان را،خلق را مسرور میخواهند
کافران بی همه چیز ازمه و افلاک گذشت
مسلم اندر پی روبند و حجاب است هنوز